شهباز محسنی

فرهنگی

دو سه روز قبل در سایت ها و تلویزیونهای مختلف گزارش تخریب و امحای آثار باستانی مربوط به مادها، کلدانیان و آشوریان و سایر تمدنهای بین النهرین را در موزه موصل به دست افراد گروه داعش دیدیم که  مایه تأسف و تحیر و شگفتی شد. بعضی از این آثار به سه هزار سال قبل می رسیدند. یونسکو(سازمان فرهنگی و آموزشی وابسته به سازمان ملل متحد) اعلام کرد این کار به مراتب بدتر از فاجعه است. دلیل افراد این گروه این بود که چون ساخت و نگه داری مجسمه در اسلام و از نظر پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم ممنوع است اینها باید نابود شوند. غافل از اینکه امروزه دیگر کسی به آثار سجده نمی کند و در برابرشان زانو نمی زنند بلکه جنبه هنری و تاریخی دارند. وقتی در قرآن کریم می خوانیم که «سیروا فی الأرض فانظروا کیف کان عاقبة الذین من قبلکم» باید آثاری وجود داشته باشند که بدان نگاه کنیم و از تاریخ و پیشینه اقوام و ملل سردربیاوریم و عبرت بگیریم. اگر این گونه آثار  که گویای وضعیت قرنها و هزاره های قبل اند از بین  بروند در واقع اسناد لازم برای مطالعه تاریخ از بین رفته است. آیا این کارها نمونه دقیق و کامل کج فهمی نیست؟ در افغانستان هم دو مجسمه بزرگ بودا را که از جاذبه های بزرگ توریستی در آنجا بود به توپ بستند. اما این سؤال پیش می آید که در طول هزار و چهار صد سال افغانستان که محل ظهور و رشد و فعالیت علمای بزرگ و بیشماری بوده است که از معماران تمدن اسلامی به حساب می آیند این مجسمه ها همچنان سر پا بودند ولی اکنون با جریانی جدید روبه رو می شویم که اینها را مظهر کفر به شمار می آورند. امروزه و در عصر مدرن، انسان با بتهای جدیدی روبه روست همچنانکه مولوی می فرماید: مادر بتها بت نفس شماست. یاد  شعری هم از سعدی شیرازی افتادم که می فرماید:

               جماعتی که نظر را حرام می دانند              نظر حرام بکردند و خون خلق حلال!

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:27  توسط شهباز محسنی  | 

    امروز در یکی از شوراهای اداری شهر با حضور جمعی از مسؤولان شهر، بحث سبک زندگی و دغدغه های مربوط به آن مطرح شد و نظرات گوناگونی عنوان گشت که در همه ابراز نظرها به نوعی نگرانی وجود داشت.

   مسأله سبک زندگی و تغییرات ناشی از آن، یکی از مسایل مهم روز است که ده ها سال است که در کشور ما به خاطر وزش توفان اگر نگوییم، نسیم دیگر فرهنگها مطرح شده است. همیشه نگرانی از تغییر در رفتار و سبک زندگی در میان نسل های نو که منجر  به ایجاد شکاف میان نسل پدریان و پسریان می شده است وجود داشته. اما امروزه این مسایل شدت بیشتری و لزوما نگرانی های بیشتری به خود گرفته است.

   فراگیر شدن وسایل ارتباط جمعی، دهکده شدن جهان، گلوبالیزاسیون و جهانی شدن، هژمونی بیش از پیش غرب، روآوردن فراوان به شبکه های ماهواره ای و پربیننده بودن سریال ها و برنامه هایی که قبح و تابوی روابط خارج از خانواده را  عادی نشان می دهند و به نوعی شاید آن را هم تبلیغ کنند. رشد اقتصادها و قدرتهای نو ظهور، پدیده چین و کالاهای چینی، تضعیف اعتقادات شرقیها و بویژه جوانان در کشورهای اسلامی، افراط گریهای مذهبی در  سرزمینهای اسلامی، ربیع عربی و تأثیرات منطقه ای و جهانی آن، خشونتها و اختلافات تند مذهبی و تروریسم، رمندگی و فاصله جوانان کشورهای اسلامی غیر عرب و عدم رغبتشان به زبان عربی که زبان فهم مستقیم اسلام و قرآن است، تغییر نوع تغذیه و ذائقه مردم، گلخانه ای شدن تولید میوه جات به خاطر تولید انبوه و سود بیشتر، پرورشی شدن تولید گوشت ماکیان و گاو و گوسفند و شترمرغ و غیره، تغییر نحوه نشستن و مبلمان و چیدمان و تزیین خانه ها، پوشش ظاهری و آرایش افراد، کم تر شدن تظاهر پوشش و لباسهای محلی و سنتی،  تغییر نوع اصلاح سر و صورت، توجه فراوان به ظاهر و گسترده شدن عمل جراحی بینی و پوست در میان دختران و حتی پسران، کم تحرکی بیشتر مردم به نسبت نسلهای قبل ناشی از زندگی ماشینی و زیاد شدن بیماریهایی مانند دیابت و کلسترول خون و سکته­های قلبی و مغزی ، آلزایمر، زیاد شدن استرس و افسردگی و گسترش مراکز مشاوره و روانپزشکی ناشی از مشکلات مزبور، گرانی مسکن و لوازم خانگی و بالا رفتن سنّ ازدواج، استنکاف از پذیرش مسؤولیت های خانوادگی و افزایش طلاق،  ظهور پدیده  خانه های مجردی و ازدواج سپید و فاقد هر نوع تعهد و پایبندی حقوقی و خانوادگی، حرص فراوان جوانان برای زود ثروتمند شدن، خوابیدن تولید و از بین رفتن بنگاه­ها و کارخانجات و کارگاههای تولیدی، بیکاری فراوان جوانان تحصیل کرده و رویکرد صرفا استخدامی در آنها و عدم کارآیی واقعی شان، توقع استخدام و پشت میز نشینی آنها، کمتر شدن احترام و تکریم بزرگترها و پدید آمدن خانه های سالمندی در شهرهای کوچک، رواج آپارتمان نشینی و تغییر معماری و دهها چیز دیگر از تبعات و جلوه های تغییرات حاصل آمده در شرایط جدید زندگی است.  شایسته است دانایان بنشینند که کار کنند و چاره بیندیشند تا از تبعات این مسایل که بعضا لازمه دوران گذار و بعضا نیز نتیجه کوتاهی ها و تقصیرات است کم شود گرچه متأسفانه ما همیشه به جای اقدامات پیشگیرانه، بعد از سربرآوردن دَمَل به فکر درمان می افتیم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت 16:54  توسط شهباز محسنی  | 

نه مردم من ئه گه ر ئه م جاره بی تو                  نه چم شه رت بی هه تا ئه و خواره بی تو

ده روونم خالیه وه ک نه ی ده نالم                     هه واریکی چ پرهـــــــــــــــــــاواره بی تو

بیناییم کویره هه لنایه به رووی یه ک                 موژه م یه ک یه ک ده لیی بزمـــــاره بی تو

قه سه م به و شه ربه تی دیداری پاکه ت           شه رابم عه ینی ژه هــــــری ماره بی تو

له کن تو خار و خه س گولزاره بی من                 له کن من خه رمـــــه نی گول، خاره بی تو

له کن من با وجوودی ناس و ئه جناس                که سی تیدا نیه ئه م شــــــــــــاره بی تو

هه تا توم ئاشنا بووی ئاشنـــــــــا بووم                ئه میستا موبهه م و ئه غیـــــــــار ه بی تو

هه موو روژی له تاو هیجرانی ئه مسال               ته مه ننای مردنــــــــــــــــــی پیراره بی تو

له حه سره ت سه روی قه ددت، چاوه کانم         دوو جو، نا  به لکو دوو رووبــــــــاره بی تو

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 21:4  توسط شهباز محسنی  | 

   حسابی دلم برای دیدن باریدن برف لک زده است. سالهای کودکی و نوجوانی­ام را به یاد می آورم که بارش برف چقدر برایمان امکان بازی کردن فراهم می آورد.  از سرسره بازی و گلوله ساختن برفها تا آدم برفی ساختن و دیدن آرامش بخش نزول دانه های برف بر سر و رویمان. گاه برف آنقدر در کوچه های باریک شهر انبار می شد که در زیر انبار برف، تونل می زدند و از داخل آن تونلِ برفی رفت و آمد می شد. متاسفانه امروزه بچه هایمان از دیدن آن همه زیبایی محروم اند. حیف که چند سال است با تغییراتی که منطقه ما پیدا کرده دیگر از آن بارشها خبری نیست و دلمان حسابی تنگ شده است و آب و هوای مناطق غرب ایران به سمت آب و هوایی نیمه خشک مانند کرمان می رود. این یکی دو روز کَمَکی برف بارید اما چنگی به دل نزد... «دولت مستعجل بود»!  یادم است دوم راهنمایی  بودم زمستان پربرفی بود. داییی داشتم که به رحمت ایزدی پیوسته. خانه اش در بانه بود و کارمند بانک کشاورزی. یک روز مهمانمان شد. اتفاقا برف سنگینی بارید و جاده بانه تا ده روز مسدود شد. برای خودش مسدود شدن راه، موجب ناراحتی بود ولی برای ما بچه ها مایه شادی. هرشب تا پاسی از شب، بساط قصه و خاطره گویی برپا بود و چقدر لذت می بردم. به دل دعا می کردم که تا فرارسیدن بهار، انسداد جاده ادامه پیدا کند و دایی   نتواند به بانه برگردد. اما دعایم مستجاب نشد و بعد از ده روز جاده باز شد و حسرت بازگشت آن دایی مهربان که در حکم استادم هم بود بر دلم ماند. به یاد شعری از اخوان ثالث افتاده ام در باره برف:

پاسی از شب رفته بود و برف می بارید،
چون پرافشان پری های هزار افسانه از یادها رفته.
باد چونان آمری مأمور و ناپیدا،
بس پریشان حكم ها می راند مجنون وار،
بر سپاهی خسته و غمگین و آشفته.

برف می بارید و ما خاموش،
فارغ از تشویش،
نرم نرمك راه می رفتیم.
كوچه باغ ساكتی در پیش...

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:27  توسط شهباز محسنی  | 

جان  جهان! دوش کجا بـــوده‌ای                 نی غلطم، در دل ما بوده‌ای

دوش ز هجر تو جفا دیـــــــــده‌ام                  ای که تو سلطان وفا بوده‌ای

آه که من دوش چه سان بوده‌ام!                   آه که تو دوش کرا بوده‌ای!

رشک برم کاش قبـــــــــا بودمی                   چونک در آغوش قبا بوده‌ای

زهـــــــــــــره ندارم که بگویم ترا                   «بی من بیچاره چرا بوده‌ای؟! »

یار سبک روح! به وقت گریـــــــــز                   تیزتر از باد صبـــــــــــا بوده‌ای       

بی‌تو مرا رنج و بلا بنــــــــــــد کرد                  باش که تو بنــــده بلا بوده‌ای 

رنگ رخ خوب تو آخــــــــر گواست                   در حرم لطف خـــــــــدا بوده‌ای  

رنگ تو داری، که ز رنگ جهــــان                      پاکی، و همرنگ بـــقا بوده‌ای

آینهٔ رنگ تو عکـــــس کسیست                      تو ز همه رنگ جــــــدا بوده‌ای              

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ساعت 9:17  توسط شهباز محسنی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 10:0  توسط شهباز محسنی  | 

یکساعته از مراسم تدفین و به خاکسپاری دکتر محمد مجدی به خانه برگشته ام. امروز عصر دکتر در نود و یک سالگی به رحمت ایزدی پیوست. انالله و انا الیه راجعون. دکتر ببنیانگذار دانشگاه مهاباد بود و دوران مدیریتی با عزت و فعالی داشت. ایشان همچنین دانشمندی سخنور و اهل نوشتن و ترجمه و تالیف بود و پدرش نیز علامه ملا حسین مجدی از علمای بارز کردستان بود. حافظه نیرومندی داشت. گاهگاهی با دوستان به دیدنش می رفتم و با خاطرات و صحبتهایش کلی محظوظ می شدم. پیکر این استاد ارجمند در میان حزن و اتدوه دانشگاهیات در مقبره الشعرای مهاباد و  در  کنار آرامگاه هیمن و هژار به خاک سپرده شد. این مصیبت را به همه دانشگاهیان و شاگردان و خانواده ایشان تسلیت می گویم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 21:4  توسط شهباز محسنی  | 

   ماموستا علی سعدی متخلص به «خه مین» شاعر و ماموستا و ادیب سقزی که در سال 1363 به رحمت ایزدی پیوسته دارای دیوان شعری است زبانهای فارسی و کردی که  بنده و دکتر فؤاد سعدی آن را ویراستاری و آماده چاپ کرده ایم به زودی کتاب مزبور منتشر خواهد شد و قرار است که طی مراسمی رسمی و با حضور ادبا و نویسندگان و شخصیت های علمی و فرهنگی منطقه از این اثر رونمایی شود.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم بهمن ۱۳۹۳ساعت 19:5  توسط شهباز محسنی  | 

پاپ فرانسیس، رهبر مسیحیان کاتولیک در جریان سفر خود به فیلیپین، وقتی ‌قصد سخنرانی در دانشگاه مانیل را داشت، در برابر سؤال سخت یک دختربچه قرار گرفت.
  پس از آنکه یک دختربچه گریان از پاپ ‌پرسید: ‌«چرا خداوند اجاره می‌دهد دختران کوچک به فحشا کشیده شوند؟»، آن دختر بچه را که پدر و مادرش او را‌‌ رها کرده‌اند، در آغوش گرفت.
گلیزل پالومار دوازده ساله با چشمانی اشکبار از پاپ پرسید: «کودکان زیادی به مواد مخدر و فحشا مبتلا می‌شوند. چرا خداوند اجازه می‌دهد این اتفاقات برای ما بیفتد؟ بچه‌ها که گناهی ندارند‌».
پاپ که در بین کاتولیک‌ها به پاپ فقرا مشهور است، دختر بچه را در آغوش گرفت، ولی نتوانست به سخنرانی از قبل آماده شده خود به زبان انگلیسی بپردازد و در عوض به زبان اسپانیولی به پاسخ دادن به آن کودک ‌پرداخت.
پاپ که آشکارا تحت تأثیر قرار گرفته بود، گفت: این دختر سؤالی را مطرح کرده ‌که هیچ پاسخی برای آن نیست و او حتی قادر نبود ‌این سؤال را به خوبی مطرح کند و به گریه افتاد. این سئوال بزرگی برای همه ماست: برای چه کودکان باید رنج ببرند؟ چرا؟».
او در بخش دیگری از سخنانش گفت: «تنها زمانی که بتوانیم برای این وضعیت ضجه بزنیم است که به پاسخ مورد نظر نزدیک شده ایم.»
پاپ برای نشان دادن توجه خود به افرادی که در حاشیه جامعه قرار گرفته‌اند، اظهار داشت: «شما را دعوت می‌کنم ‌هر کسی این سؤال را از خود بپرسد، ‌«وقتی کودکی گرسنه می‌بینم، در خیابان کودکی را می‌بینم که مواد مخدر مصرف می‌کند، کودکی بدون خانمان می‌بینم، کودکی‌‌ رها شده و کودکی که از او سوء‌استفاده شده می‌بینم، کودکی که جامعه از او به عنوان برده استفاده می‌کند، آیا من یاد گرفته‌ام گریه کنم و چگونه گریه کنم؟»‌!
این کودک پیش از اینکه در یک مرکز مورد حمایت کلیسا اسکان داده شود، بدون سرپرست بود و برای استقبال از پاپ به دانشگاه آورده شده بود، ولی به هنگام طرح سؤالش به گریه افتاد.
پاپ قصد سخنرانی در دانشگاه کاتولیکی در پایتخت فیلیپین را داشت که سی هزار نفر در آن برای دیدن وی جمع شده بودند.
بعد از ‌این مراسم ‌پاپ در پایان سفر هفت روزه خود به فیلیپین در مراسم عشای ربانی در پارک ریزال شرکت کرد که گفته می‌شود، جمعیت میلیونی حاضر در آن در تاریخ مسیحیت بی‌سابقه بوده است.
برآورد‌ها حاکی از آن است که در کشور صد میلیونی فیلیپین، حدود ۱.‌۲ میلیون کودک خیابانی وجود دارد. سرشماری سال ۲۰۰۹ از زندگی ۳۵ درصد کودکان این کشور زیر خط فقر حکایت دارد. موضوع همدردی با فقرا در کانون سفر پاپ به این کشور قرار داشت و وی به فساد و نابرابری مفتضحانه در این کشور تاخت.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم بهمن ۱۳۹۳ساعت 10:29  توسط شهباز محسنی  | 

   بر اساس گزارش پایگاه استنادی جهان اسلام، دانشگاه تهران به عنوان برترین دانشگاه علمی جهان اسلام معرفی شد. در اولین رتبه بندی دانشگاهی که توسط این پایگاه انجام شده است دانشگاه تهران در بین 320 دانشگاه از کشورهای جهان اسلام با کسب میانگین امتیاز 82 از 100 امتیاز در جایگاه برترین دانشگاه جهان اسلام قرار گرفت.
شعله ارسطو پور - معاون پژوهشی پایگاه استنادی جهان اسلام در این باره گفت: این رتبه بندی در حالی در این پایگاه علمی صورت گرفته است که پیش از این، این نظام رتبه بندی تنها به دو پایگاه استنادی 
ISI و SCOPUS
و با توجه بیشتر به دو منطقه جغرافیایی اروپای غربی و آمریکای شمالی محدود می‌شد.

وی با بیان اینکه از بین بیش از دو هزار دانشگاه از 57 کشور جهان اسلام، تعداد 320 دانشگاه به مرحله ارزیابی نهایی راه یافتند افرزود بر اساس 4 شاخصی ارزیابی دانشگاه تهران رتبه اول در علوم طبیعی، رتبه دوم در علوم فنی و مهندسی، رتبه سوم در علوم انسانی و رتبه 6 در علوم اجتماعی را کسب کند که در جمع بندی نهایی به امتیاز 82 نایل شد.

پایگاه استنادی علوم جهان اسلام((ISC) یک سامانه اطلاع رسانی علمی است که در صدد تجزیه و تحلیل مجلات علمی کشورهای اسلامی بر اساس معیارهای علم سنجی معتبر است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۳ساعت 20:5  توسط شهباز محسنی  | 

مطالب قدیمی‌تر