شهباز محسنی

فرهنگی

  در غروب روز شنبه 24 آبان ماه 1393 به همت جمعی از جوانان فاضل بانه ای و همکاری فرمانداری، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و اداره آموزش و پرورش بانه مراسمی در مجتمع فرهنگی این شهر با حضور جمع کثیری برگزار شد. برنامه شامل دو بخش بود که بخش اول شامل ارائه چند مقاله بود در باره مسایل تاریخی و باستانی بانه و اطراف آن.

بانه برای من شهری است خاطره انگیز. اکثر فامیلهای نزدیکم آنجایند و از طرف پدر من بانه ای هستم. در دوران کودکی تعطیلات تابستان و نوروز را غالبا در بانه گذرانده ام. دوستان و نزدیکان بسیار عزیزی در آنجا دارم و این شهر را خیلی دوست دارم. بنابراین هر آنچه که در آن مقالات از سوی ارائه کنندگان مطرح شد برایم جالب بود.

بخش دوم برنامه شامل سخنرانیهایی بود در تقدیر و بزرگداشت تلاشهای شش دهه استاد محمد رؤوف توکلی، نویسنده و محقق بانه ای ساکن تهران که اینک به هشتاد و چهار سالگی قدم گذاشته اند.

   از جمله سخنرانان آقایان احسان اخوان، فاتح مصفایی و اینجانب بودند. استاد رؤوف توکلی هم در پایان سخنانی داشتند و در آخر نیز لوحهایی از سوی افراد و ادارات از جمله دانشگاه آزاد اسلامی سقز تقدیم ایشان شد.

آقای توکلی را سالهاست که می شناسم. در ایام دانشجویی در تهران چند بار برای کارهای پژوهشی به دیدارشان رفته بودم و ایشان هم با روی باز کمک می کردند. قرابتی هم که داریم مزید بر علت در این ارتباط بود. ایشان را همیشه شخصیتی زنده و پویا و مانند آب جاری تازه و با نشاط و الگو دیده ام. ایشان شخصیتی جامع دارند: دلسوزی، اطلاعات وسیع تاریخی، حب الوطن، تلاش و حضور در محافل زیاد و متنوع فرهنگی و علمی و معتدل و میانه بودن در افکار و اعتقادات و داشتن ایمان و اصالت از ویژگیهای بارز ایشان است. در گفتار نیز همیشه مایه های طنز و شوخی دارند و تن صدا و دکلماتور خاصی دارند. از خانواده های عریق و قدیمی بانه اند. بیش از شش دهه است که مستمر فعالیت آموزشی و علمی دارند. سفرهای زیادی داشته اند و در گوشه و کنار کتابخانه ها پیگیر و دنبال بوده اند.

کافی است که در یکی از شهرها تا در هرجای دیگر همایشی در رابطه با تاریخ و فرهنگ کردستان برگزار شود آقای توکلی از جمله معدود افرادی است که در آن حضور می یابد و در آن مطلبی و سخنی تازه ارائه می دهد.

کارنامه علمی ایشان پربرگ و متنوع است از ترجمه و تألیف گرفته تا تصحیح. آثارشان غالبا چندین بار تجدید چاپ شده اند و بعضا به دیگر زبانها از جمله اردو، عربی، ژاپنی و کردی ترجمه شده اند. از جمله  این آثار: تاریخ تصوف در کردستان، جغرافیا و تاریخ بانه، چهار امام اهل سنت و جماعت، تصحیح سیر الاکراد عبدالقادر بن رستم بابانی، تصحیح بدایع اللغة(فرهنگ کردی- فارسی) از علی اکبر وقایع نگار، تصحیح حدیقه ناصری علی اکبر وقایع نگار، تصحیح ایلات و عشایر کرد علی اکبر وقایع نگار، تصحیح زبدة التواریخ سنندجی از ملامحمد شریف قاضی، تصحیح ترجمه تهذیب الکلام تفتازانی ، تصحیح قصیده سماعیه حمه خان نقشی، سفری به سه کشور خاورمیان(ترکیه، سوریه و لبنان)، خاطرات و مجموعه مقالات.

در پایان مراسم آن شب، دسته گلی را تقدیم همسرش کرد و در پشت تریبون از همراهی ایشان در زندگی اش تشکر کرد و با طنز گفت که نه فرزند برایم بزرگ کرده که کار حضرت فیل است ! که مایه خنده جمع شد. خداوند به ایشان سلامتی بیشتر عطا فرماید و بانه   را که از قدیم پرورشگاه مردان و عالمان بزرگ و دوست داشتنی بوده، آبادتر و آبادتر باشد.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آبان 1393ساعت 15:52  توسط شهباز محسنی  | 

أتعلمین أن قلبی لدیک یجـــــول؟            و ضمیری فی غیاب رسالتک ملول

أنظر الی سماء اللیل لبحث عنک            مُحاقک یا قمر الحلوة یطـــــــــــول

وجه الورود فی حدیقة ذاالعالـــم              أحلی، ولیک بالله عندک خجـــــول

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393ساعت 16:2  توسط شهباز محسنی  | 

    اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ عِلْمًا نَافِعًا، وَرِزْقًا طَيِّبًا، وَعَمَلًا مُتَقَبَّلًا))([1]).

الشرح:

هذا الدعاء المبارك الذي كان صلى الله عليه وسلم يستفتح بعد صلاة الصبح به كل يوم في غاية المناسبة؛ لأن الصبح هو بداية اليوم، ومفتتحه والمسلم ليس له مطمع في يومه إلا تحصيل هذه الأهداف، والمقاصد العظيمة، والأهداف النبيلة في تحديد همته في أول النهار، وهي ((العلم النافع، والرزق الطيب، والعمل المتقبل))، وكأنه في افتتاحه ليومه بذكر هذه المقاصد الثلاثة دون غيرها، يحدّد أهدافه ومقاصده في يومه، ولا ريب في ذلك أنه أجمع للقلب، وأضبط لسير العبد([2])، ومسلكه في هذه الحياة، وفيه استعانة وتضرّع لربه في صباحه، وأول يومه أن يمدَّ له العون، والخير، والتوفيق للسير على هذه الأهداف كل يوم؛ فإن هذه المقاصد الثلاث عليها الفلاح في الدنيا والآخرة.

وتأمّل كيف بدأ النبي  صلى الله عليه وسلم هذا الدعاء بسؤال اللَّه العلم النافع، قبل سؤاله الرزق الطيب، والعمل المتقبَّل، وفي هذا إشارة إلى أن العلم النافع مقدم به، وبه يبدأ، قال اللَّه تعالى: "فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَات"([3])، فبدأ بالعلم قبل القول والعمل؛ لأنه لا يمكن أن يكون العمل صحيحاً وموافقاً للكتاب والسنة دون علم، وفي البدء بالعلم النافع حكمةٌ ظاهرة لا تخفى على المتأمل، ألا وهي أن العلم النافع به يستطيع المرء أن يميز بين العمل الصالح وغير الصالح، ويستطيع أن يميّز بين الرزق الطيّب وغير الطيّب.

قوله: ((علماً نافعاً)) فيه دلالةٌ على أن العلم نوعان:

علمٌ نافع، وعلم ليس بنافع، كما تقدّم في حديث: ((سَلُوا اللَّهَ عِلْمًا نافِعاً، وَتَعوَّذُوا بِاللَّهِ مِنْ عِـــــلْمٍ لَا يَنْفَعُ))([4])، قال الحسن البصري رحمه اللَّه: ((العلم علمان، علم باللسان، وعلم بالقلب، فعلم القلب هو العلم النافع، وعلم اللسان هو حجة اللَّه على ابن آدم))([5])، فالعلم النافع هو ما باشر القلب، فأوجب له السكينة والخشوع، والإخبات للَّه تعالى، وإذا لم يباشر القلوب ذلك من العلم، وإنما كان على اللسان فهو حجة اللَّه على بني آدم.

قوله: ((رزقاً طيباً)) فيه إشارة كذلك إلى أن الرزق نوعان: طيب، وخبيث، واللَّه تعالى لا يقبل إلا طيباً، وقد أمر اللَّه تعالى المؤمنين بما أمر به المرسلين، فقال جل وعلا: "يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا"([6]), وقال تعالى: "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ"([7])، فإن من أعظم الأسباب الموجبة لإجابة الدعاء طيب المأكل.

قوله: ((عملاً متقبلاً)) فيه إشارة إلى أنه ليس كل عمل يتقرب به العبد إلى اللَّه متقبلاً، بل المتقبَّل من العمل هو الصالح فقط، والصالح هو ما كان للَّه تعالى وحده، وعلى هدي وسنة المصطفى  صلى الله عليه وسلم  فلا بد أن يكون خالصاً للَّه، وصواباً على هدي النبي صلى الله عليه وسلم ([8.

فهذا دعاء عظيم النفع، كبير الفائدة، يحسن بالمسلم أن يحافظ عليه كل صباح، تأسّياً بالنبي الكريم صلى الله عليه وسلم ثم يُتبع الدعاء بالعمل، فيجمع بين الدعاء، وبذل الأسباب، وهذا أكمل الدعاء؛ لينال هذه الخيرات العظيمة، والأفضال الكريمة([9]).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393ساعت 9:55  توسط شهباز محسنی  | 

«بو»ها از مهمترین ابزار شکل‌گیری خاطرات ما در سفر به مناطق مختلف جهان هستند و وقتی از یک سفر طولانی به مقصدی می‌رسیم اغلب رایحه و عطر جدیدی را استشمام می‌کنیم.

فرودگاه «هیترو» در لندن با در نظر گرفتن این نکته به تازگی دستگاهی را در سالن بدرقه مسافران خود نصب کرده که «استشمام جهان» نام دارد و مسافرانی که عازم کشورهای مختلف جهان هستند می‌توانند روی این کره نمادین زمین رایحه کشور مقصد خود را استشمام کنند. این کره در ترمینال 2 فرودگاه هیترو که به تازگی افتتاح شده نصب شده است. برای این کره نمادین، رایحه پنج کشورر برزیل، چین،‌ ژاپن، آفریقای جنوبی و تایلند تعیین شده است.

«نورمند بویوین»، کارمند ارشد اداره فرودگاه هیترو می‌گوید: رایحه‌های منتشر شده از این دستگاه به مسافران پیش زمینه‌ای جالب از مقصد آینده آنها می‌دهد.

اکنون اگر کنجکاو شده‌اید که اطلاعات بیشتری درباره بوی کشورهای مختلف کسب کنید و بدانید کشورهای مختلف هر کدام چه رایحه‌ای دارند این گزارش را به نقل از شبکه سی ان ان دنبال کنید.

بر اساس اطلاعات این دستگاه، آفریقای جنوبی رایحه‌ای شامل هیجان شکار، دود آتش قبایل، چمن‌های وحشی و مشک آهو دارد.

برزیل را رایحه‌ای سرشار از بوی گیاهان جنگل‌های بارانی، قهوه، تنباکو و یاسمن فرا گرفته است. همچنین ژاپن با رایحه‌ای خنک و تلفیقی از بوی جلبک‌های دریایی و عصاره چای سبز و عنبر شناخته می‌شود و چین با رایحه‌ای مرموز از دودهای معطر معابد و عطر گل «اسمانتوس» حضور خود را به مسافران اعلام می‌کند و تایلند نیز با بوی اشتها برانگیز علف لیمو، زنجبیل و نارگیل خودنمایی می‌کند.

فارغ از این حقیقت که رایحه واقعی سفر بین قاره‌ای در حقیقت ترکیبی گرم از بوی بدن بیگانگان و غذاهای فرودگاه است اما تفکیک کشورهای جهان با رایحه آنها یک ایده جالب محسوب می‌شود. اما این مجموعه تنها رایحه پنج کشور جهان است که در این کره مجازی تعیین شده‌اند و برای اطلاع از اینکه سایر کشورهای جهان چه بوها منحصر به فردی دارند ادامه گزارش را بخوانید:

- ایتالیا: اسپرسو/ ژاپن: تاتامی (بوی کفپوش‌های لاستیکی زمین‌های ورزشی رزمی)/ آمریکای شمالی: جنگل/

آلمان: سوسیس/ هند: ادویه /کارائیب: بوی ساحل/ هلند: گل/فرانسه: نان باگت فرانسوی تازه/اندونزی: سیگار

کشورهای صحرایی: حیات وحش/  چین: غذاهای خیابانی و ماهی‌تابه‌های شعله ور/ انگلیس: بوی نم و رطوبت

بلژیک: شکلات/ مکزیک: نان ترتیلای داغ/ فیلیپین: نارگیل/ترکیه: قهوه ترک/ سوئیس: برف تازه/

شیلی: هوای پاک و تازه پاتاگونی سرشار از بوی دریاچه‌ها/مراکش: بره طبخ شده در تاجین (ظرف سفالی مخصوص)/ایرلند: عرصه رکوردهای گینسی 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان 1393ساعت 18:54  توسط شهباز محسنی  | 

بیستم آبان ماه روز جهانی science است این روز بر همه اهل علم مبارک باد

سنایی بیت زیبایی در باره پیوند علم با عمل و کاربردی کردن آن دارد که بسیار گویاست:

علم با کار سودمند بود

علم بی کار پایبند بود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان 1393ساعت 14:7  توسط شهباز محسنی  | 

پرویز کردوانی درباره خشک شدن این دریاچه می‌گوید «همین که می‌گویند اگر این دریاچه خشک بشود، علاوه بر کشاورزی، روستاها و شهرها هم از بین می‌روند. و یا این که از بس کشاورزی را توسعه داده‌اند، دریاچه خشک شده است، غلط است. گویا که آب از دریاچه برداشته‌اند و زراعت را گسترش داده‌اند.» وی از مخالفان احیای دریاچه ارومیه است و معتقد است دریاچه ارومیه بیمار است و مداوا نمی‌شود بایستی از آن دل کند و به جایش پارک انرژی، گیاهی، حیوانی درست کنیم. وی وجود چاه‌های بسیار زیاد در پیرامون دریاچه را یکی از علل کم شدن آب دریاچه بر می‌شمرد. وی بر این عقیده است که در اطراف دریاچه ارومیه فقط ۴ هزار چاه باید وجود داشته باشد نه ۲۴ هزار. وی همچنین می‌گوید «نباید آب به دریاچه ارومیه بدهید. باید گذشت کنید از این دریاچه. اگر آب ببندید، همه جا را خشک می‌کند. هیچ کجای دنیا مشابه دریاچه ارومیه نداریم. اصلا این دریاچه از نظر اقتصادی به مفت هم نمی‌ارزید. فقط منظره قشنگ داشت. از این آب کسی استفاده نمی‌کرد. از لحاظ اقتصادی، اجتماعی، بخصوص زیست محیطی و از نظر سیاسی این دریاچه باید خشک شود و تبدیل شود به چیز دیگری. بایستی کاربری مکانی این دریاچه تغییر کند. دو تا از دریاچه‌های آمریکا هم خشک شد، اما تغییر کاربری داد و یکی را کرد مسابقه اتومبیل رانی.»

وی در مصاحبه‌ای گفت که عقیده دارد دریاچه ارومیه باید خشک شود چون به لحاظ اقتصادی و زیست محیطی مفید نیست، نمک‌ها باید از سطح دریاچه جمع‌آوری و شن و ماسه در سطح آن پاشیده شود و محیط دریاچه به پارک گیاهی تبدیل شود. دکتر کردوانی نمک دریاچه ارومیه را بسیار با ارزش و دارای کاربردهای فراوان در صنایع گوناگون از جمله استخراج نفت، پتروشیمی و ... می‌داند که می‌تواند منبع درآمدی بسیار خوبی باشد و از محل آن می‌توان طرحهای احیای دوباره دریاچه ارومیه را اجرایی کرد.

کردوانی می‌گوید با اینکه حدود ده سال است بحث بر سر موضوع آب دریاچه ارومیه به جریان افتاده، من سی سال پیش در این مورد کتاب نوشتم. در اطراف دریاچه باید حداکثر ۴۰۰۰ حلقه چاه وجود می‌داشت در حالی که الان ۲۴۰۰۰ چاه در این منطقه حفر شده است که عمق بسیاری از آنها هم غیر مجاز است. اگر این چاه‌ها احداث نمی‌شد و بر روی رودخانه‌ها سد زده نمی‌شد دریاچه زنده می‌ماند اما امروز مسدود کردن هر یک از این چاه‌ها به معنای نابودی درآمد ده‌ها خانواده کشاورزی است که منبع درآمد دیگری ندارند. وزارت نیرو هم حاضر نیست آب سدها را باز کند چون در این صورت نخواهد توانست آب آشامیدنی شهرهای منطقه را تامین کند. دریاچه آرال هم خشک شد اما حالا ۱۸ میلیون هکتار ازبکستان و ترکمنستان پنبه رنگی می‌کارند. در ایران می‌گویند اگر دریاچه خشک شود، همه کشاورزی منطقه نابود می‌شود. مگر کشاورزی منطقه از آب دریاچه استفاده می‌کرد؟

این نظر مخالفان بسیاری را در حوزهٔ محیط زیست کشور برانگیخت. از جمله محمد درویش، کارشناس محیط زیست و عضو هیئت علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع در این باره معتقد است: این نمک در حدود ۱۰ میلیارد تن است. بهترین راه مهار این نمک برای اینکه به یک معضل زیست‌محیطی تبدیل نشود این است که آن دریاچه احیا شود و نمک‌ها دوباره به زیر بستر آب دریاچه بروند، این بهترین، معقول‌ترین، زودبازده‌ترین و کم‌هزینه‌ترین راه مقابله با معضل زیست‌محیطی نمک دریاچه‌است. اگر فرض را بر این بگیریم که این نمک‌ها با استفاده از کامیون‌های ۱۰ تنی جمع شده و به خارج از منطقه حمل شوند، ما نیاز به یک میلیارد کامیون داریم، حالا اینکه این نمک‌ها بعد از حمل به کجا برده شوند نیز خود داستان دیگری است. این نظریه او باعث شده تا بعضی از مردم وجغرافیدان ها این نظریه او را قاتل میراث طبیعی بنامند یکی از جغرافیدان ها می گوید با خشک شدن دریاچه ارومیه دیگر کشاورزی در آن منطقه باقی نمی ماند که بخواهیم گسترش بدهیم وقتی دریاچه خشک شود باد نمک بستر دریاچه را بر روی زمین های کشاورزی می نشاند و باخاک ترکیب می شود راه منطقی هم برای انتقال نمک های دریاچه وجود ندارد. مخالف دیگر دکتر کردوانی دکتر حسین آخانی، گیاهشناس و استاد دانشگاه تهران است که با استناد به داده‌های Web of Science پیشینه علمی دکتر کردوانی را به زیر سوال می‌برد و تاکید می‌کند که یک دانشمند نباید مطالب اثبات نشده و خیالی را در مجامع عمومی نشر دهد. او می‌گوید عدم آگاهی دکتر کردوانی به اصول اکولوژی باعث شده است، با کم شدن آب دریاچه ارومیه حکم به مرگ آن بدهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان 1393ساعت 8:52  توسط شهباز محسنی  | 


رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام برخی اقدامات افراطی را عامل ایجاد اختلاف بین مسلمانان دانست و گفت: از لعنت گفتن به صحابه به داعش رسیدیم.
  آیت الله هاشمی رفسنجانی در دیدار با جمعی از مسوولان معاونت ساماندهی امور جوانان در وزارت ورزش و جوانان به نکاتی درباره ایجاد داعش و القاعده اشاره کرد که این پایگاه امروز اقدام به انتشار این مطالب کرده است.

وی در این سخنان عنوان کرد: «قرآن تهدید می کند که لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم.(ولی ما) ندیده گرفتیم و هی دامن زدیم به -اختلافات- سنی و شیعه و عمرکشون و لعنت به صحابه، از این کارهایی که خیلی عادی است و بعضی ها هم -انجامش را- عبادت می دانند!»

رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: «کارهایی مثل عمرکشون و لعنت به صحابه - و اختلاف انداختن بین مسلمانان نتیجه اش این می شود - که - ما به این القاعده و داعش و طالبان و این چیزها می رسیم.»

هاشمی رفسنجانی افزود:« به نظرم این گناه بزرگی که دارد اتفاق می افتد، همین کارها اختلاف افکنی می کند بین امت اسلامی، چرا که امت اسلامی یک میلیارد و هفتصد میلیون نفری را با 60 کشور مستقل را که می تواند بزرگترین وزنه قدرت جهانی باشد، ضعیف کرده که تو سری خور کشورهای دیگر باشند.»

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آبان 1393ساعت 12:5  توسط شهباز محسنی  | 

روز چهارشنبه چهاردهم آبان ماه، نشستی با حضور جمع زیادی از چهره های فرهنگی و علمی سقز  و تنی چند از مهمانان در سالن اجتماعات استاد محمد فاضلی در دانشگاه آزاد اسلامی سقز برگزار شد و طی آن صحبت ها و مشورتهایی در خصوص ضرورت ایجاد محلی برای تدوین و جمع آوری نسخه های خطی منطقه سقز انجام گرفت و راهکارهایی در باب تعریف و ایحاد کارگروه هایی در این باره ارائه شد و با استقبال همگان روبه رو گشت.  وقتی به مراکز دیگر استانها می رویم یا به کتابخانه های بزرگ در دیگر شهرها و کشورها، حتما با قسمتی به نام محل نگه داری نسخ خطی روبه رو می شویم. چندی قبل در هندوستان از کتابخانه ای در دانشگاه علیگره بازدید کردم که بیش از صد هزار نسخه خطی به زبانهای مختلف داشت یا در استانبول کتابخانه سلیمانیه، دمشق(کتابخانه ظاهریه و مکتبة الأسد) و سایر جاها. اما متاسفانه در کردستان در این خصوص کم کاری شده  و بسیاری از نسخه های خطی منطقه به ثمن بخس به فروش رفته و به دیگر شهرها و کشورها انتقال یافته اند که نمونه هایش بسیار زیاد است. مدتی قبل با معاون وقت کتابخانه ملی کشور، دکتر عظیمی صحبت می کردم ایشان می گفت از همه استانهای کشور راجع به نسخه های خطی اطلاع کامل داریم غیر از کردستان و علتش هم همان است که گفتم. ابتدا باید این نسخه ها را جمع آوری و اسکن کنیم و بعد فهرستی از همه آنها تهیه کنیم و انتشارش دهیم تا در دست مصححین و محققین در این حوزه قرار گیرد. امیدوارم خانواده ها و افرادی که این گونه آثار را در اختیار دارند در این ضرورت فرهنگی و علمی ما را یاری دهند و  با کمک هم بتوانیم قدمی در این راه برداریم. دو سال پیش یکی از دبیران فاضل سقزی به نام آقای رحیم علایی نیا، که آن هنگام دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات عرب در دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد بود برای نوشتن پایان نامه اش نسخه ای خطی از  کتاب تجنیس اللغات شیخ عبدالرحمن جامی، شاعر  و نویسنده بزرگ و نامدار قرن نهم هجری با خود آورد که در یکی از روستاهای سقز که گمان کنم کس نزان بود  کتابت شده بود و به گروه پیشنهاد کار روی آن را داد. وقتی به منابعی که در خصوص فهرست نسخ خطی مراجعه کردیم دیدم که در کل ایران دو نسخه دیگر از این کتاب نگه داری می شود یکی در آستان قدس رضوی مشهد و دیگری در کتابخانه کاظمینی یزد که دوستان محبت کرده سی دی آن دو نسخه را برایمان فرستادند و بعد معلوم شد که اتفاقا نسخه سقز کاملتر از آن دو نسخه است و بدین ترتیب آقای علایی نیا با مقایسه آن سه نسخه و تعلیقات با ارزشی که در کارشان آوردند عملا به تصحیح کتاب تجنیس اللغات دست یازید و اکنون آن را آماده انتشار دارد. گفتنی است که تجنیس اللغات منظومه ای است در آموزش زبان عربی به سبک کتاب نصاب الصبیان ابونصر فراهی یا احمد شیخ معروف نودهی.

با این توضیحات مختصر گمان نمی کنم که کسی گمان و تردیدی در ضرورت فراهم کردن مرکزی که یاد شد داشته باشد.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آبان 1393ساعت 18:40  توسط شهباز محسنی  | 

یک ماه است که اتفاقات شهر کوبانی در شمال سوریه  و در مرز ترکیه در صدر اخبار دنیا قرار دارد و محله هایی از این شهر کردنشین هر روز دست به دست می شود. کوبانی جنبه حیثیتی پیدا کرده چرا که ائتلافی در دنیا شکل گرفته تا مانع از سقوط این شهر شود. قبلا که سوریه آرام بود و برای پایان نامه ام یک سال آنجا بودم دو بار کوبانی رفته بودم هرگز تصور نمیشد این کشور که یکی از آرام ترین کشورهای دنیا بود چنین گرفتار ناامنی شود. هرگاه تصاویر ویرانی شهرهای سوریه را می بینم افسرده می شوم و از دیدن چهره غمناک و زرد و وحشت زده و بدنهای نحیف سوری ها گریه ام می گیرد . براستی مردم سوریه به لحاظ فرهنگی و اخلاقی یکی از بهترین و زنده ترین مردمانی اند که در دنیا دیده ام  و از دیرباز بلاد شام سرزمین علم و فقاهت و پرورش علما و دانشمندان و مردان بسیار بارزی بوده است. همه شهرهای سوریه از جمله دمشق و حلب و حمص و حماه، موزه ای از تاریخ اند. کوچه پس کوچه های دمشق که دویست سال پایتخت امویان بود پر است از معماری های زیبای اسلامی- بیزانسی، مساجد و مناره ها، خانه های قدیمی و غیره.  امیدوارم که هرچه زودتر سرزمین «تین» و «زیتون» دوباره روی آرامش و صلح به خود بگیرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مهر 1393ساعت 8:50  توسط شهباز محسنی  | 

   بیستم مهرماه روز بزرگداشت حافظ، غزلسرای نامدار ایران است که چهره ای است جهانی و خوشبختانه از این نوع چهره های جهانی و جاوید در کشور ما نمونه هایی دیگر هستند. بدین مناسبت پریروز در سالن اجتماعات استاد محمد فاضلی در دانشگاه آزاد واحد سقز مراسم خوبی برای این کار برگزار شد که جمع زیادی از چهره های فرهنگی و نخبگان علمی سقز، بوکان و مهاباد و دانشجویان در آن حضور یافتند از جمله استاد احمد قاضی، ابوبکر خوانچه سپهرالدین، سیدمصطفی اسحاقی، دکتر اردشیر صدرالدینی، عبدالله لطیف پور، انور محمدی، سلیمان منگوری، عبدالرحیم خورشیدی، سعید نجاری، ماموستا عمر صالحی صاحب، محمد عبدلی، دکتر مهری پاکزاد، شریف عظیمی و دیگران

بحث های ارائه شده عبارت بودند از : حافظ و حضور در زمان، نیاز ما به حافظ، ترجمه حافظ به کردی، تأثیر پذیری شعرای کرد از حافظ، نسخه های خطی دیوان حافظ کتابت شده در کردستان.

پیشتر به مناسبت ترجمه و انتشار دیوان حافظ  به کردی مطلبی بودم که اینک دوباره آن را می آورم:

 

 

   از سوی انتشارات دانشگاه کردستان  ترجمه غزلیات حافظ به زبان کردی با عنوان«تافگه ی ئه وین» به قلم ماموستا عمر صالحی صاحب، شاعر و دبیر فاضل سقزی منتشر شده است و به طبع دوم هم رسیده است. ایشان علاوه بر این بیش از ده اثر دیگر در حوزه شعر و ادبیات دارند. زحمت زیادی برای این کار کشیده شده  و براساس نسخه قاسم غنی و علامه قزوینی مجموعه 495 غزل را ترجمه کرده اند. در مقابل هر غزل ترجمه شده غزل فارسی حافظ نیز در صفحه روبه رو آمده است و برای کسی که بخواهد مقایسه ای میان دو متن داشته باشد ابتکار خوبی است. در پایان هر غزل نیز یک بیت افزوده وجود دارد که در واقع سروده خود مترجم که تخلص یا نام خود را هم در آن آورده است.
    با همه سعی و تلاشی که شده است هرگز نمی توان گفت ترجمه کُردی یا هر زبان دیگری از غزلیات حافظ لذت اصل آن را خواهد داشت چرا که به نظرم دیدگاه فرمالیست ها در این باره کاملا صحیح است که شعر را نمی توان ترجمه کرد. عدول ها یا به تعبیری دیگر فراهنجاری های زبانی که در شعر هست و اتفاقا جاذبه اصلی شعر نیز در گرو آن است در  پروسه ترجمه و انتقال از یک زبان به زبان مقصد  از میان می رود. البته ترجمه اشعار خیام به کردی توسط  ماموستا هژار استثناست  چرا که ترجمه او، ترجمه ای است کاملا آزاد و سعی کرده که رباعیات را دوباره بسراید به همین دلیل است که یکی از محققان آقای صلاح آشتی در کتاب «خه ییامی هه ژارانه» که مقایسه ای است میان رباعیات خیام و ترجمه کردی هژار نتوانسته تعدادی از معادلهای رباعیات هژار را در متن فارسی خیام پیدا کند. یعنی هژار مفهوم را گرفته و چیز دیگری با مضامین و افکار خیامی سروده است. بنابراین کار هژار ترجمه نیست سرایش جدید است. از این رو کار ماموستای فاضل عمر صالحی صاحب با همه ارج و  قیمتی که دارد و  تحسین برانگیز نیز هست اما به همان دلیل فرمالیستی در مقایسه با اصل غزلیات حافظ، نازل است و در موارد زیادی دچار تکلف و تصنع زبانی است. چندی پیش چاپ مثنوی را هم به کردی دیدیم آن هم همین داستان را دارد. غزلیات حافظ که به مراتب دشوارتر و هنری تر از مثنوی است و پیچیدگیهای زبانی و بلاغی اش بسیار بسیار بیشتر. یادم است چهار سال پیش برای کنگره ای که در باره مولانا جلال الدین بلخی به دانشگاه حران در اورفای ترکیه رفته بودم خانمی که استاد ادبیات عرب در دانشگاه حلب بود به من گفت خوش به حال شما که مثنوی را به زبان فارسی می خوانید ما آن را از طریق ترجمه عربی اش می خوانیم و لذتی را که شما از آن حاصل می کنید نمی بریم. شیرکو بیکس در مصاحبه در باره ترجمه شعر گفته است: ترجمه شعر مانند بوسیدن است از آن طرف شیشه؛ که طعم  و لذت بوسه زنده را ندارد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مهر 1393ساعت 11:6  توسط شهباز محسنی  | 

مطالب قدیمی‌تر